سيد علي اكبر قرشي

116

قاموس قرآن ( فارسي )

يوسف : 23 . يعنى : زن درها را محكم بست و گفت بيا به آنچه براى تو است . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده ، در اقرب الموارد گفته تفعيل براى كثرت و مبالغه است . غُلّ : ( بضم غين ) طوقى كه بر گردن زنند . در مجمع آمده : « الغلّ : طوق يدخل فى العنق للذلّ و الالم » يعنى : طوقى كه براى ذلَّت و شكنجه به گردن نهند . در قاموس و اقرب آمده طوقى است كه به گردن يا بدست نهند راغب گويد : غلّ مختصّ است به آنچه با آن مىبندند و اعضاء در وسط آن قرار ميگيرد ولى اين با قرآن چندان سازگار نيست كه قرآن اغلال را اغلب دربارهء گردنها به كار برده * ( وَأُولئِكَ الأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ ) * رعد : 5 . * ( وَجَعَلْنَا الأَغْلالَ فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . ) * سبا : 33 . در بارهء فرق سلسله و . غلّ رجوع شود به « ذرع » و « سلسله » . * ( خُذُوه فَغُلُّوه . ثُمَّ الْجَحِيمَ . صَلُّوه ) * حاقّه : 30 و 31 . او را بگيريد و مغلول كنيد سپس به آتش اندازيد . غلول ( بر وزن علوم ) : خيانت « غلّ الرّجل غلولا : خان » طبرسى رحمه اللَّه ذيل آيهء 161 بقره فرموده : اصل غلول از غلل است و آن بمعنى ورود آب بميان درخت است ، خيانت را از آن غلول گويند كه بطور مخفى و غير حلال بملك وارد مىشود * ( وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ . . . ) * آل عمران : 161 . هيچ پيامبرى را نرسد كه خيانت كند . آيهء شريفه در زير بررسى خواهد شد . غِلّ بكسر غين و غليل : عداوت كينه . مجمع در وجه تسميهء آن گفته كه : در سينه ميگردد مثل آب در ميان درختان . * ( وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا . . . ) * حشر : 10 . در دلهاى ما براى مؤمنان كينه قرار مده . [ اينك چند آيه را بررسى ميكنيم : ] 1 - * ( وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * آل عمران : 161 . حاشا كه پيغمبرى خيانت كند حال